حرفک
باد نت موسیقی دریا را مینوشت
باران پای کوبان شعر می خواند و زمین دیوانه وار می رقصید.
انتظار نشسته بود
انتظار نشسته بود
جاده هیجان رسیدن داشت
دل شور رقصیدن
اشک اشتیاق جاری شدن
جشنی در راه
حسرتی جا مانده
خنده ای در راه
لبی لرزان دعا گو
دنیا در توازن با تو
لغات در هم تنیده
محصول لقا فکر و حروف
همیشه قاصر از بیان.
نویسنده.
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۳۹۰/۰۱/۳۰ ساعت 12:35 توسط رضا.آ
|
اگر تنها ترین تنها شوم باز هم خدا هست.(دکتر شریعتی)