تحویل سال

حبس

در سردابه ی عادت زندگی را حبس کرده بود !

نویسنده.

زمان

ثانیه ها از پی هم می دوند

گویی ماراتنی وجود دارد !

عقربه های ساعت با هم رقابتی نفس گیر دارند.

 ابن ماراتن  آغاز و پایانش کجاست ؟

نویسنده.

!

با چوب درختی که برف کمرش را شکسته بود پارو ساختیم !

ا.شاپور.